|
یه روز یه یارویی گفت که هربار که خودتو ببندی به چیزی اثرش کمتر و کمتر میشه.این بستن میتونه درخت باشه.خودتو ببندی به درخت اولش سختته که پشتت به تنهی خش خشی درخت باشه.بعد دفعات بعدی آسونتر میشه.این میتونه مدلای دیگه ی بستن باشه مثلا نخ بگیری دلتو گره بزنی به جایی چیزی کسی ، هربار که خودتو یعنی دلتو ببندی شلتر میشه شاید اونقدر شل بشه که 3 هفته نشده باز بشه در حد بمب اتمی ناکازاکی که همین دیروز پریروزا ترکید و یه سری ملتو فرستاد بالای تیر برقای خراب شده.البته تیر چراغ برقا قبلش خراب شده بودن پس اونا همینطور رو هوا ول موندن،ملتو میگم ،مثه اینکه گرافیک سیستم خدا یکم ضعیف شده یا برنامه نویسی خدا ضعیف بوده و تو سیستمش باگ پیدا شده که جنازه ها رو هوا میمونن.میگن جنازه رو زمین نمیمونه،رو هوا چی؟ آدمای بد چرا بدن؟ آقا اجازه من بگم؟ بگو پسر خرم! چون خدا برنامه نویس ضعیفی بوده،تازه خدا هیچوقت پچ اصلاحیه برای سیستم عامل مزخرفش که میگیم روزگار نداده.همین دیشب تو اخبار دیدم یه عداه بیکار دانشمند تو ژاپن فهمیدن که کل نظام هستی بازده منفی اقتصادی داره...مثلا غذایی که ما تهیه میکنیم رو در نظر بگیرین،مقدای انرژی که صرف تهیه کردنش اونم فقط تو خونه میکنیم بیشتر از مقداری هست که بهمون انرژی میده،برا همین گفتن با حفظ این روش کلاسیک و منسوخ تا چند قرن دیگه زمین از هم متلاشی میشه! واقعا؟ اره آقا.ولی بابامون میگه اینا چرنده،علم همیشه مشکلو حل میکنه. ولی مگه نمیگی کلا باگ تو این سیستم؟وقتی باگ اصلاح نشه علم طبق اون باگ اشتباه میکنه.درسته؟ آقا نمیدونم،از بابام میپرسم میام میگم! ---------- پ.ن:از یه یاروی مونثی تو کلاس دفاع شخصی تو ژاپن میپرسن اگه بهت تجاوز بشه چیکار میکنی؟ میگه یارو قویتر از منه؟ میگن آره. میگه هیچی،خودمو شل میکنم و لذت میبرم! + سنگ نبشتهی دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 1:35 رضا |
نازنین نا نوشته ای غزل واژهی
غمگین این سکوت و خوش صدا
کن با ترانه های رگین ای تو از ستاره
سرشار ای شب آوارهی
دلتنگ تیر آخرین ترکش ای ترانهی خوش
آهنگ کوچ تو مهتاب و خط
زد از تو آیینهی
مرداب بی تو تعبیری نداره فصل رویایی این
خواب این شکسته رو صدا
کن که صدات صدای
دریاست خواستن تو یه دریچه واسه کشف این
معماست ××××××××× نازنین نا سروده ای دلیل عاشقانه با تو ساده میرسم
من از ترانه به ترانه خندهی تو رمز بودن رمز رویینه شدن شد سهم من از تو نگاهت سهم تو تمام من شد با تو بی نیازم از
گل از چراغ و آب و
مرهم با تو رو خاک بهشتم حتی تو هُرم جهنم اگه گیج و گنگ
حرفام پیش چشمای تو لالم عمریه که بی قراره فتح پاسخ سوالم توی کندوی نگاهت عسل کدوم بهشته ای همیشه پا به پا
و ای همیشه نا نوشته + سنگ نبشتهی یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 23:47 رضا |
|
| ||||||